میل یعنی میل ورزیدن
از منظر روانکاوی،میل یعنی "میل ورزیدن".به عبارت دیگر،به زبان روانکاوی میل چیزی جز "میل به چیزی" نیست.میل یک امر التفاتی است که دایما باید معطوف به پدیده های متفاوت شود.در زندگی اجتماعی اما جامعه سعی دارد یا از طریق استبداد میل ما را اخته کند و اصولا نگذارد میل بورزیم و یا آنکه میکوشد ابژه میل ما را قطعی و ثابت کند و فقط بگوید به همین ابژه میل بورز.به عنوان مثال،خانواده جایی است که ابژه یا موضوع میل ما قطعی می شود و از ما خواسته می شود تنها به همسر خود میل بورزیم.جامعه اینگونه سعی دارد میل ما را کنترل کند و به این واسطه انرژی زندگی را در ما مدیریت کند.در اینجا میل به زندگی کاهش می یابد و میل به مرگ در ما افزون می شود.میل اما دوست دارد از این زندان و تنگنا بیرون بزند.به همین دلیل در زندگی ما همواره کشمکشی میان قوانین اجتماعی وجود دارد که می کوشند میل ما را کنترل کنند و میل که در پی زنده نگه داشتن خود و سرپیچی از این قوانین است.یکی از معیارهایی که می توان مبتنی بر آن در خصوص کیفیت زندگی در یک جامعه قضاوت کرد این معیار است که یک جامعه به چه میزان فرصت میل ورزی را برای افراد خود فراهم می آورد. هر چقدر گرایش یک جامعه به قطعی و ثابت کردن ابژه های میل در یک جامعه بیشتر باشد آن جامعه هم مستبدتر است و هم در آن امکان ایجاد فساد بیشتر است. جامعه ای که در آن میل افراد و توان میل ورزی آن ها محدود است و سرکوب را در وجود افرادش نهادینه می سازد، به همان میزان در خطر فوران یکباره سرکوب های نهفته در ذهنیت خود و روبرو شدن با وضعیت میل ورزی افراطی و غیر اخلاقی است که احتمالا در نهایت فروپاشی جامعه را به همراه خواهد داشت.
برچسب:
نویسنده: نگار جلالی